پایگاه پژوهشی

     پايگاه پژوهشی موسسه

 کاروانسری صفوی محمدآباد

موسسه باستان شناسي از بدو تأسيس، با هدف انجام حفاري و بررسي و تحقيقات علمي درايران بطور عام، و در دشت قزوين بطور خاص، از کاروانسري صفوي واقع در محمدآباد قزوين به عنوان مرکز فني باستان شناسي و پايگاه پژوهش هاي صحرايي استفاده نموده است در ۲۸ کيلومتري جنوب قزوين کاروانسري محمدآباد ساختمان وسيعي است به وسعت تقريبي ۳۶۰۰ متر که در کنار جاده قزوين به بوئين زهرا در کنار دهکده محمدآباد خره واقع شده اين کاروانسري ارزشمند تاريخي در زمان آباداني منزلگاه اوليه راه بين قزوين به ساوه و همدان در جاده کاروان رو بوده است.

اين بناي باستاني پس از بازسازي و انجام مرمت هاي لازم در سال ۱۳۴۹، سال هاي متمادي مرکزي مهم براي گردهمايي محققين و پژوهشگران و دانشجويان و محلي  مناسب براي انجام امور فني باستان شناسي بوده است. در حال حاضر نيز از سوي ميراث فرهنگي کشور برنامه اي براي مرمت بخش هاي خسارت ديده  آن تنظيم که  در پروسه زماني پيش بيني شده به اجرا در مي آي

نماي بيرون و داخل كاروانسرا محمد آباد

كاروان‏سراي محمدآباد خرّه
نخستين مؤسسه پژوهشهاي ميداني باستان شناسي در ايران
صادق ملك شهميرزادي

 مقدمه

درباره نحوه ايجاد رشته باستان شناسي در دانشگاه تهران اطلاعات دقيقي در دست نيست. تنها منبع اطلاعاتي در اين باره راهنماي دانشكده ادبيات (۹: ۱۳۴۵ ) است كه در آن مي خوانيم: «پيش از شهريور ماه ۱۳۲۰، دانشكده ادبيات مركب از رشته هاي زبانهاي خارجه، زبان و ادبيات فارسي، تاريخ و جغرافيا، باستان شناسي، فلسفه و علوم تربيتي بود و عده فارغ التحصيلان آن در سال ۱۳۱۹ نزديك به ۱۰۰ نفر بود»

از آغاز سال تحصيلي ۴۴ـ۱۳۴۳ كه رشته هاي تحصيلي در دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران به صورت گروههاي آموزشي درآمد، رشته باستان شناسي نيز گروهي مستقل شد. نخستين مدير گروه شادروان دكتر عيسي بهنام بود كه به حق مي توان ايشان را پدر معنوي بيشتر باستان شناسان ايراني دانست. پس از بازنشسته شدن وي، يكي از فارغ التحصيلان دوره ليسانس اين رشته كه تحصيلات تكميلي خود را در مؤسسه شرق شناسي دانشگاه شيكاگو به پايان برده بود، يعني دكتر عزت الله نگهبان، مديريت گروه را به عهده گرفت. قبل و بعد از پذيرش مديريت گروه باستان شناسي در دانشگاه تهران، دكتر نگهبان براي پيشرفت و بر پا شدن اين رشته پژوهشي در ايران گامهاي مؤثر برداشت. در اينجا تنها به سه مورد برجسته اشاره مي كنيم:۱) سرپرستي نخستين كاوش، مشترك دانشگاه تهران و اداره كل باستان شناسي در ۱۳۴۰ در مارليك (چراغعلي تپه) كه نخستين پژوهش ميداني دانشگاه تهران محسوب مي شود، ۲) پايه گذاري مؤسسه باستان شناسي در ۱۳۳۶ و تأسيس دوره فوق ليسانس در آن، ۳) مرمت و احياي كاروان‏سراي محمدآباد خره، موضوع اين مقاله، به منزله كانون نخستين مؤسسه پژوهشهاي ميداني باستان شناسي دانشگاه تهران، و ترتيب و سازمان دادن نخستين كاوش مستقل دانشجويان رشته باستان شناسي دانشگاه تهران و سرپرستي آن به مدت ۱۰ سال.

     مرمت و احياي كاروان‏سراي محمدآباد خره

در تير ماه ۱۳۴۹ كه هيئت باستان شناسي گروه و مؤسسه با ستان شناسي دانشگاه تهران به سرپرستي و مديريت دكتر عزت الله نگهبان عمليات بررسي و كاوش در دشت قزوين را آغاز كرد، با مشكل محل استقرار هيئت روبه رو شد. در آن تابستان از شيوع بيماري وبا در منطقه به تدريج كاسته شده بود، ولي هنوز خطر ابتلا به بيماري وجود داشت. لذا با كسب مجوز از اداره آموزش و پرورش شهرستان قزوين، تنها دبستان نوساز دهستان سگزآباد محل استقرارو استراحت هيئت شد. شرط استفاده از اين محل اين بود كه هيئت پيش از نيمه شهريور ماه كه امتحانات تجديدي آغاز مي شد. دبستان را تخليه كند كه به همين صورت نيز عمل شد. در چنين شرايطي، بررسي براي شناسايي و گزينش محلي مناسب براي اسكان دايم هيئت در منطقه آغاز شد.

هدف هيئت باستان شناسي دانشگاه تهران از بررسي و كاوش در دشت قزوين، افزون بر كسب اطلاعات آموزش اصول عملي بررسي و كاوش به دانشجويان نيز بود. از اين رو،محل استقرار و اسكان هيئت مي بايست موقعيت و امكاناتي ويژه مي داشت: ۱) فضاي مفيد براي خوابگاهها و كلاسها و آزمايشگاههاي ميداني، ۲) مركزيت نسبت به آثار باستاني پراكنده در دشت قزوين، و ۳) مناسبت براي تأسيس مركزي ميداني براي پژوهشهاي دراز مدت باستان شناختي. به اين ترتيب، سرانجام با در نظر گرفتن اين ويژگيها محل كاروان‏سراي شاه عباسي واقع در كنار روستاي محمدآباد خره مناسبترين محل تشخيص داده شد.

در آن زمان اين كاروان‏سرا ساختماني مخروبه بود واقع در شرق جاده خاكي قزوين به بوئين زهرا. كاروان‏سراي محمدآباد از نوع كاروان‏سراهاي چهار ايواني دوران صفوي است كه تمام آن با آجر ساخته شده و مدتها متروك مانده بود (شكل ۱). قسمتهايي از آن كاملا ويران شده بود و بقيه نيز در شرف ريزش و ويراني بود. دكتر نگهبان در مورد اين كاروان‏سرا چنين آورده است.

«كاروان‏سراي محمدآباد ساختمان وسيعي است در كنار جاده قزوين به بوئين زهرا. اين كاروان‏سرا در زمان آباداني منزلگاه راه بين قزوين به ساوه و همدان بوده است. اين جاده از قزوين به محمدآباد و سپس به بوئين زهرا هدايت مي شده و از بوئين زهرا راه در دو جهت منشعب مي گرديده است. راه جنوب شرقي از طريق كاروان‏سراهاي حجيب، خشكه رود و دانك به ساوه منتهي مي گرديده و راه ديگر در جهت جنوب غربي به آوج و سپس همدان هدايت مي گرديده است…. بناي كاروان‏سرا با حياط داخلي محوطه اي حدود ۳۶۰۰ متر مربع را فرا گرفته است… در خاك برداري هاي اوليه براي مرمت دو سكه به دست مي آيد كه روي يكي از آنها بسيار ساييده شده و خطوط روي آن به كلي محو گرديده است ولي در طرف ديگر نقش يك آهو مشاهده مي شود و ديگري كه بهتر باقي مانده است در يك طرف عبارت «بنده شاه ولايت اسمعيل ضرب رشت ۱۱۶۴» و در طرف ديگر «الله محمد رسول الله علي ولي الله » خوانده مي شود. به نظر مي رسد اين سكه مربوط به شاه اسماعيل سوم صفوي (۱۱۷۸ ـ ۱۱۶۴ ه ق) باشد. آنچه مسلم است اين كاروان‏سرا در زمان شاه اسماعيل سوم آباد و مورد استفاده بوده و مسلما قبل از اين زمان ساخته شده است… كاروان‏سرا پس از آنكه با رواج اتومبيل و وسايل نقليه سريع فلسفه وجودي خود را از دست داد، به تدريج به صورت متروكه درآمد و مورد استفاده شبانان و گله داران واقع گرديد … به منظور نگاهداري گله هاي خود در فصول زمستان از آن استفاده كرده و در سالنها و اتاقهاي آن آخوربندي كرده بودند… براي احتياجات ساختماني، چه در دهكده مجاور و چه در خود كاروان‏سرا براي ساختن ديواركها و آخورها، آجر مورد نياز نيز از قسمتهاي مختلف كاروان‏سرا برداشته شده و كم كم بنا در قسمتهايي به صورت مخروبه و ويران درآمده بود. در سالهاي اخير نيز گوشه جنوب غربي ساختمان كاروان‏سرا به وسيله پاسگاه  ژاندارمري اشغال و قسمتي نيز به عنوان زندان مورد استفاده قرار مي گرفت. سالن شمال شرقي كاروان‏سرا نيز براي انبار تفاله چغندر و مواد ديگري مدتي بود كه در اختيار سازمان عمران قزوين قرار داده بود. بقيه قسمتها نيز در هر كجا كه هنوز سقفي پاي بر جا بود، اهالي دهكده كاه و علف خشك خود را در آن جاي داده و به صورت انبار از آن استفاده مي نمودند » (نگهبان ۳۶ ـ ۳۵: ۱۳۵۶).

با وجود چنين وضعيت ساختماني، هيئت نمي توانست در كاروان‏سرا مستقر شود و بايد محلي ديگر را به طور موقت براي ادامه كار در آن فصل كاوش و بررسي در نظر مي گرفت. در نيمه شهريور ۱۳۴۹، كه مصادف با نيمه نخستين فصل كاوش و بررسي هيئت باستان شناسي دانشگاه تهران در دشت قزوين نيز بود، طبق توافق پيشين هيئت باستان شناسي با اداره آموزش و پرورش قزوين، دبستان نوساز دهستان سگزآباد تخليه شد و هيئت به مدرسه چهار كلاسه خراب و متروكه اي واقع در حاشيه دهستان ابراهيم آباد نقل مكان كرد. در زمان استقرار هيئت در اين مدرسه، از ساختمان آن تنها چند اتاق مخروبه بدون در و پنجره و سقفهاي در حال فرو ريختن باقي مانده بود. اعضاي هيئت با تشك ابري براي سه اتاق در و پنجره اي موقت تدارك ديدند تا از آنها براي خواب استفاده شود و اتاق نزديك به در ورودي مدرسه كه زماني اتاق سرايدار مدرسه بود، به آشپزخانه و اتاق كار تبديل شد. آب نوشيدني و شستشو را با دلوهاي پلاستيكي از نزديكترين چاه نيمه عميق كه در ۵/۳ كيلومتري مدرسه براي آبياري مزارع حفر شده بود مي آوردند هيئت باستان شناسي دانشگاه تهران تا پايان آذر ماه آن سال در اين محل مستقر بود.

    زنداني كه مدرسه شد

همزمان با دومين فصل بررسي و كاوشهاي هيئت باستان شناسي دانشگاه تهران در دشت قزوين كه از اواخر تابستان ۱۳۵۰ آغاز شده بود و با توافق با اوقاف شهرستان قزوين، كاروان‏سراي مخروبه محمدآباد خره براي تبديل به مؤسسه پژوهشهاي ميداني باستان شناسي دانشگاه تهران به دانشكده ادبيات و علوم انساني واگذار شد. از همان زمان، عمليات تعمير و بازسازي و احياي كاروان‏سرا زير نظارت مستقيم گروه و مؤسسه باستان شناسي دانشگاه تهران آغاز شد. روستاييان محمدآباد خره بدون مجوز قانوني قسمتهاي از كاروان‏سرا را براي نگاهداري گله هاي خود و يا انبار كردن كاه و علوفه اشغال كرده بودند مجبور به تخليه آن شدند. سازمان عمران قزوين نيز وسايل اسقاطي خود را از آنجا خارج كرد. از طرفي، طبق توافق با ژاندارمري قزوين، دانشگاه پاسگاهي جديد در شمال روستاي محمدآباد احداث كرد و به اين ترتيب كاروان‏سرا از دام و علوفه و زندانيان پاكسازي شد و خاكبرداري براي مرمت و احياي آن آغاز شد.

در فصل دوم همانند اولين فصل بررسي و كاوش در دشت قزوين، هيئت باستان شناسي دانشگاه تهران تا نيمه شهريور از فضاي دبستان نوساز دهستان سگزآباد استفاده كرد و از نيمه شهريور تا پايان آذر از همان مدرسه مخروبه ابراهيم آباد. در اين فصل تنها تغييري كه در آماده كردن اين مدرسه مخروبه داده شد تعويض تشك ابري با ورقه پلاستيك براي پوشاندن در و پنجره بود. از آنجا كه تعداد دانشجويان همراه هيئت بيشتر شده بود، تعدا دفعات رفت و آمد براي آوردن آب مصرفي از چاه نيمه عميق چند برابر شد. در شهريور ۱۳۵۱، كه سومين فصل بررسي و كاوش هيئت باستان شناسي دانشگاه تهران در دشت قزوين آغاز شد، هيئت به همراه ۳۰ دانشجو كه براي گذراندن ۲۰ واحد دروس عملي خود زير نظر استادان عضو هيئت بودند، از آغاز در كاروان‏سراي محمدآباد كه در نتيجه بازسازي و مرمت مداوم و بي وقفه، كارهاي مقدماتي تعمير و بازسازي آن در شرف اتمام بود مستقر شد. به اين ترتيب بخشهاي مختلف فضاي مفيد داخل كاروان‏سراي نيمه بازسازي شده به خوابگاه، كارگاه، و كلاس درس تبديل شد و يكي از نادرترين رويدادها، يعني تبديل كاروان‏سرا به زندان و سپس تبديل زندان به مدرسه، در تاريخ گسترش دانشگاهها در جهان و ايران تحقق پيدا كرد.

از كاروان‏سراي احيا شده، كه مركز پژوهشهاي ميداني باستان شناسي گروه و مؤسسه باستان شناسي دانشگاه تهران شده بود، بدون وقفه از ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۸ اسنفاده شد. در اين مدت، افزون بر استادان و دانشجويان، باستان شناسان و محققان داخلي و خارجي نيز از آن براي اسكان و پژوهش استفاده مي كردند. بودجه مورد نياز براي تعمير و نگاهداري كاروان‏سرا را دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران تأمين مي كرد. پس از انقلاب فرهنگي و تعطيل موقت امور آموزشي دانشگاهها از ۱۳۵۹ تا پاييز ۱۳۶۳، گرچه استفاده از اين مدرسه به روال گذشته دايمي نبود، به دليل علاقه مندي مسئولان امور در دانشكده ادبيات و علوم انساني، هر سال بودجه تعمير و حفاظت آن تأمين مي‏شد. پس‏از بازگشايي دانشگاهها، بارديگر از اين‏مدرسه مانند گذشته استفاده شد.

    نجات دوبارة مدرسه از خطر تبديل شدن به زندان

پس از انقلاب فرهنگي و بازگشايي دانشگاهها و پيش از عزيمت نخستين هيأت باستان شناسي براي بررسي و كاوش در دشت قزوين و آموزش عملي به دانشجويان، در دادسراي انقلاب اسلامي قزوين جلسه اي تشكيل شد كه طبق صورت جلسه مورخ  ۱۹/۲/۱۳۶۳ آن، تصميم گرفتته شده بود كاروان‏سرا ندامتگاه قزوين شود. در نتيجه توجه خاص رئيس وقت دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران، آقاي دكتر علي شيخ الاسلامي و سرعت عمل ايشان، از وقوع چنين حادثه‏اي جلوگيري و از تبديل شدن «مدرسه»اي به «ندامتگاه» ممانعت شد. جريان چنين بود كه در تاريخ ۲۶/۲/۱۳۶۳ دكتر شيخ الاسلامي طي حكم شماره ۱۵۳۹ كه نسخه اي از صورت جلسه مذكور پيوست آن بود، نگارنده، آقاي رضا مستوفي، و استاد احمد ملكي را (معماري كه مرمت و بازسازي و احياي كاروان‏سراي محمد آباد خره به دست هنرمند و تواناي او انجام گرفته است) به قزوين اعزام كرد. در ملاقات با فرمانده كل كميته هاي استان زنجان، نگارنده با استناد به يكي از پيامهاي حضرت امام (ره) كه فرموده بودند «ايران را مدرسه كنيم» شرحي از تاريخچه و دليل مرمت و احياي كاروان‏سرا داد و از وقوع چنان پيشامد ناگواري جلوگيري شد. تا سال ۱۳۷۴ استادان و دانشجوياني كه براي پژوهشهاي ميداني و گذراندن درسهاي عملي به دشت قزوين مي رفتنداز اين كاروان‏سراي بازسازي شده استفاده مي كردند. ولي در فصل بررسي و كاوش سال گذشته (تير ماه ۱۳۷۵)، خرابي بخشهاي اصلي كاروان‏سرا متأسفانه به اندازه‏اي بود كه بار ديگر استادان و دانشجوياني كه براي پژوهش ميداني به دشت قزوين رفته بودند به اجبار در دبستان نوسازي در دهستان سگزآباد سكني گزيدند (شكل ۲)

    علل خرابي دوباره كاروان‏سرا

به قرار اطلاع و با استناد به تصاويري كه از بخشهايي از اين كاروان‏سرا در پنجم تيرماه ۱۳۷۰ تهيه شده است، سقف قسمتي از كارگاه اين مدرسه فرو ريخته و يكي از ديوارهاي اصلي آن نيز در حال فرو ريختن بود. هر چند ممكن است يكي از دلايل اين خرابي تأثير شعاع تخريب زلزله شوم ۳۱ خرداد ۱۳۶۹ منجيل و رودبار باشد كه بخشهاي وسيعي از زنجان و گيلان را ويران كرد و خسارتهاي مالي و جاني فراواني به بار آورد، به نظر مي رسد كه كم توجهي مسئولان دانشكده و گروه بين سالهاي ۱۳۶۴ تا ۱۳۷۲ نسبت به مرمت و حفاظت اين « زندان مدرسه شده» نيز بي تأثير نبوده است. اميد است اقدامات ضروري براي مرمت و بازسازي و احياي دوباره آن به عمل آيد تا زحمات دكتر نگهبان، كه با كمك همكارانش كاروان‏سراي مخروبه اي را احيا و به مدرسه اي تبديل كرد، از بين نرود.

wso shell wso shell Indoxploit Shell wso shell hacklink hacklink satışı hacklink deface mirror hacklink wso shell